قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1464

تاريخ الفي ( فارسى )

قفصى [ - قفسى ] يا بى ، نمد زرد در آن پوشيده و در آن قفص چهار مرغ است بدان نوع كه من گفته‌ام . امير حيران شده از نزد خوارزمشاه بيرون آمده و به دستورى كه نشان داده برفت و قفص با مرغان حاضر گردانيد . ملك فرمود كه : اهل حكومت بايد كه از شهر و ولايت خود چنين خبر داشته باشند كه من هستم . آن امير كه اين سخن شنيد ، با خود انديشيد كه پادشاهى كه از كوچه و بازار و خانهء شهر چنين باخبر است امكان دارد كه بر اعمال پنهانى من هم وقوف داشته باشد . من بعد معاش خود را تغيير بايد داد . پس ، از معاصى بالكليّه توبه كرد و بر راه راست درآمد . از اين حكايت چنين مفهوم مىشود كه اطلاع سلاطين بر احوال مردم فوايد بسيار دارد . * * * القصّه ، كار ابراهيم در بغداد روزبه‌روز قوّت مىگرفت و لشكر بر وى جمع مىگرديد و فضل بن سهل اين معنى را بر مأمون پوشيده مىداشت . امّا چون اخبار قوّت و شوكت متواتر به خراسان رسيد به نوعى كه عوام النّاس در كوچه و بازار مىگفتند ؛ ظاهرا به طريق افواه از زبان جماعتى غير معتد بها به مأمون شمّه‌اى از آن حكايت رسيد و مأمون از آن آگاهى يافته با امام علىّ بن موسى الرّضا خلوت نموده احوال عراق عرب از آن حضرت استفسار نمود . امام ، عليه السّلام ، احوال عراق را از بدايت امارت حسن بن سهل تا آن غايت آنچه واقعى بود با مأمون در ميان نهاد و به شرح و بسط ، تمامى قضايا كه در اين مدّت در عراق عرب روى نموده به عرض وى رسانيده . مأمون متعجّب گشته گفت : فضل با من چنين گفت كه ابراهيم به اتّفاق حسن بن سهل به امارت بغداد و انتظام امور آن بلاد مىپردازند . امام رضا ، عليه السّلام ، فرمود : فضل دروغ به عرض رسانيده و خيانت كرده . سخن راست آن است كه من مىگويم . مأمون گفت : هيچ كس غير از تو بر اين قضيّه اطلاع دارد ؟ امام جواب داد كه : يحيى بن معاذ ، عبد العزيز بن عمران ، خلف مصرى ، و فلان و فلان كه همه از ثقات و معتمدان تواند بر اين قضيّه اطلاع دارند . مأمون آن جماعت را طلب داشته از ايشان استفسار احوال نمود . همه متّفق اللّفظ و المعنى موافق سخن امام ، عليه السّلام ، به عرض رسانيدند و گفتند كه : ما در اين مدّت از بيم فضل بن سهل اين سخنان مىشنيديم و به زبان نمىتوانستيم آورد . مأمون آن قوم را سرزنش بسيار نمود و به استفسار احوال عراق عرب مشغول گشت تا آنكه جمعى كثير به عرض او رسانيدند كه از ابتداى حكومت حسن بن سهل تا اين زمان ، در عراق عرب شورش و غوغاست . و هرثمة بن أعين براى آن آمده بود كه معروض دارد كه سپاهى و رعيّت ، امارت حسن بن سهل را كاره‌اند ؛ امّا فضل او را از امير المؤمنين افكنده مجال نداد كه از روى دولتخواهى كلمه‌اى به